مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1052
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1383 ] انتباه : محرقه با مطبقه كثير المشابهت است و فرقه بينهما آن است كه محرقه به نوبت غبّ ، قوىتر شود و رنگ روى و چشم بدان سرخى و رگها بدان پرى نباشد و در مطبقه باشند . و ايضا تمدد بدن و ضيق نفس و ربو و محرقه نبود . و فرق در محرقه و غب لازمه در غب لازمه گفته شد . « و انّما يفرق بينهما به شدت الاعراض و خفتها » . فايده : محرقهء كودكان ، سهلتر بود ؛ زيرا كه مزاج كودك ، ميل [ به ] ترى دارد و بسيار باشد كه كودك را در تب محرقه سبات پديد آيد يا حالى كه بدان ماند . و كودك شير خواره ، اندرين تب شير نخواهد و آنچه به مزد [ يعنى بمكد ] در معدهء او ترش شود . علاج : نظر كنند كه حرارت غالبتر است يا ماده : اگر حرارت غالبتر بود ، نخستين به تسكين او كوشند و بدانند كه در محرقه تسكين حرارت بيشتر از غبّ خالصه مطلوب است و افراط تبريد در اينجا ضرورى است تا به دق بازنگردد . [ و ] جهت تسكين حرارت ، شربت آلو و تمر هندى و سكنجبين ساده و لعاب اسبغول و ماء الشعير و شربت نارنج و شيرهء خرفه و مانند آن به حسب حاجت توان داد ؛ خاصّه براى اطفاء حرارت دل ، شربت صندل ترش و شربت حماض اترج خوردن و خرقه به صندل و گلاب و اندكى كافور سرد ساخته بر سينه گذاشتن چند كرت [ يعنى چند مرتبه ] ، نفع تمام دارد . و قرص كافور ، حرارت قوى بنشاند . و قال « الرازى » : « الكافور فى البدن كريح الشمال فى العالم ؛ لتبريده و تجفيفه بقوة مضادّته العفونة » « 1 » . و آنجا كه در احشا آفتى قوى نباشد ، آب سرد كرده به غايت مفيد است و اگر آفتى بود ، جرعهجرعه دادن كم مضّرت بود . و اگر ماده بر حرارت غالبتر بود ، به نضج او كوشند و به چيزهاى مناسبه بعده [ يعنى پس از آن ] مسهل دهند و در آخر به تسكين حرارت رجوع نمايند . و در ابتدا ، مسهل قوى نبايد داد و اين همه تدابير ، موقوف بر راى طبيب دانا است . جهت تليين ، آب آلو و تمر هندى و مانند آن [ به ] شير خشت آميخته نفع دارد . و اگر حاجت آيد ، مغز خيارشنبر نيز درين آب فواكه اضافه نمايند . و آنجا كه طبع نرم بود ، آب انار كه مع تخم كوفته باشند نفع تمام دارد . غذا ، هرچه موافق بود و هرچه بالفعل سرد باشد سودمند است با رعايت قبض و
--> ( 1 ) . ترجمه : « كافور در بدن انسان به جهت سردى آن و نيز خشكانيدن عفونتها - به سبب ضدّيتش با عفونت - چون باد شمال در جهان آفرينش است » . م .